بسم الله الرحمن الرحیم
خداوندا چه بسیاربنده ای که در میدان جنگ با رنج و مشقت به شخصه با دشمن رو به رو است و از هر طرف دشمنان با شمشیر ونیزه و تیر و سنان بر او احاطه کرده اند و او در میان آهن و فولاد با نعره و فریاد در منتهای رنج و الم میکوشد و به راه و چاره ای پی نمیبرد و محل فراری نمی یابد. از کثرت جراحت بدنش رنجور و عرق خون زیر سم اسبها و پای جنگجویان با لب عطشان افتاده و به آرزوی جرعه آب روان با نظاره به روی زن و فرزندان بدون توانایی بر آن جان میسپارد و من از تمام این رنج و الم در آسایش و سلامتم پس پروردگارا تو را حمد میکنم که تو آن مقتدری که هرگز مغلوب نشود و آن بردباری که هرگز شتاب نکند .

آاااااااااااااااااا ی خیرم سرم خواستم یه چرت بزنم .. بعد یه روز خسته کننده.. که این آبجی کوچیکه داشت فوتبال میدید و وقتی تیمش یه گل زد چنان فریادی زد که نه تنها از خواب پریدم بلکه ضربان قلبم رفت رو هزار ...گفتم بینم چی شدههههه ... قبلنا که همسن سپید بودم منم همین جور حرص میخوردم پای فوتبال حالا چند سال دیگه هم سپید از تب و تاب میافته من چند سال دیگه یخ حوض میشکنم و مس میسابم سپیده هم از کلاس برگشته و کیمیا و رویا پای فوتبالن .. و سپید رو از خواب بیدارمیکنند .. دو رگردونه دیگه ...

امروز چه روزی بود از بالا پایین اودمدن از پله های این دانشگاه و اون دانشگاه برای مجوز گرفتن نمیگم .. از ساندویچ خوردن سر ظهر .. و نماز دیر وقت خوندنم نمیگم ... از غر غر های استاد سر کلاس و توقعات بالاشم نمیگم .. . از چش غره های مسئول دبیر خونه دانشگاه هم نمیگم ...
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید .... قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
با مزه ترین قسمتش اینه که تو یکی از پاساژای به ظاهر پاساژ شهر برای متر و کشی و .. رفتیم و میدونین که سر ظهر تعطیل میشه و من و دوستانم که هنوز کارامون تکمیل نشده بود وقتی تخته شاسی بدست داشتیم با چرتکه مغزمون حساب کتاب میکردیم تا بزرگترین اشکالی که تو کارمون بجود اومده بود رو حل کنیم .. یهو نگهبان پاساژ رو دیدم که کلید بدست داشت میرفت طبقه بالا که درا رو قفل کنه و بگه تعطیییییییییییییل فردا هم تحویل پروژه ... سریع به نسترن گفتم بپر بریم رایشو بزنیم بذاره اینجا بمونیم .. سریع یه معرفی نامه از تو کیفم در آوردم.. باور بفرمایید دقیقآ پنج تا معرفی نامه تو کیفم بود ... امروز که برای تایپ نامه رفتیم دبیر خانه دانشگاه ار خجالت من و دوستم داشتیم آب میشدیم .. از بس معرفی نامه گرفتیم ...

خلاصه معرفی نامه رو گرفتم دستم و مظلووووووووووووم .. الهی شوهرت بمیره فاطی ... الهی بچه هات تک تک بمیرن اینقد بی پناه رفتی تو دهن شیر رفتی تو قلب دشمن ..
آنها همه صبحدم پراکنده شدند ........جز خون جگر که ماند در دامن
خلاصه بند پوتینم رو محکم کردم و عزم خودمو جزم کردم رفتم طرف نگهبان ... ( تو این لحظات همه چیز رو فیکس تصور کنید .. نگهبان همون جوری سر جاش واستاده تا من تصمیم بگیرم ) .. بعد از اینکه بند .. بند پوتین .. چرت و پرت میگم ..
خلاصه رفتم گفتم آقا ببخشید یا رو هم یه چرخی زد برگشت ( از اون چرخی های که گنگستر های تگزاس میزنن ها از اونا )
گفت بله گفتم اینو ببینید ... واااااااای نمیدونید چقد مظلومانه گفتم دل سنگ رو آب میکرد ...چشام پر اشک ...
گفتم اینو ببینید معرفی نامه از طرف دانشگاه اوردیم برای انجام یه کار تحقیقی باید نقشه این پاساژ رو تحلیل کنیم اگه میشه اجازه بدید ما چند ساعت اینجا بمونیم ... گفتششششششش !!!!!! اشکال نداره بمونید ...
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد .....عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
انگار دنیا رو بهم دادند .. چقددددددددد خوشحال شدم .. طفلی بچه م عقده ای شده اینقد این روزا تو ادارات ما رو تحویل نگرفتند که فکر میکردم اینم مث همونا میشه .. خدا براش بسازه که دل یه جوون رو شاد کرد ...
الهی خیر ببینه ماه رمضونی .. .!!! ماه ... واااااااای دیروز عید فطر بود .. کات
بر اهل هنر جفا کند چرخ ........نتوان ز جفای چرخ گریخت

خداحافظ

نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 21:40 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
الان که اینو مینویسم دو تا شاخ در آوردم یعنی مقنعه م از بالا از دو جا سوراخ شده و و دو تا شاخ بزرگ سیاه رنگ از کله م زده بیرون ....
چن وقته این وبلاگ مادر مرده من فیلتر شده بود ...الان اینجا چه خبره ...همین الان وبلاگ جدیده رو آپ کردم ...این یه توطئه س یکی میخواد منو دیوونه کنه به دادم برسید ایها الناس ...
هر چقد فکر میکنم دیشب خواب خوب ندیدم پس این الان یه خوابه ......
بسم الله ....بسم الله ........
الفرار باور کنید من که باورم نمیشه ...چکار کنم آخه .؟به همه دوستام خبر دادم که اینجا فیلتر شده آدرس وبلاگ جدید رو بهشون دادم الان برم چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟ بعد ممکنه بیان اینجا باز این بسته باشه بگن دختره خل شده...من خل شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو رو خدا شما بگید چکار کنم من که دیگه عقلم قد نمیده ....
وااااااااااااییییییییییی ....الان قات زدم فقط
نوشته شده توسط فاطمه در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 10:39 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
پروردگارا چه بسيار بنده اي که شب و روزش ميگذرد به حال سختي و بيماري و از درد ناله و فرياد ميزند و با غم و اندوه در بستر بيماري به دست راست و چپ ميگردد نه گريز گاهي مي يابد و نه طعام و شرابي بر او گواراست و من در حال تندرستي و سلامت بدن و آسودگي و آسايش زندگي ميکنم همه اينها از فضل و کرم توست پس تو را حمد ميکنم که تو آن مقتدري که هرگز مغلوب نشود و آن بردباري که هرگز شتاب نکند درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا شکر گزار نعمتهايت قرار ده ..
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
تصوير آزاد


موضوع آزاد
خواستگار ايده آل کيست ؟
موجودي است که در سالهاي قبل از ميلاد مسيح در حوالي روستاي فلمنگ ديده شده و اکنون به دليل بيکاري, بي پولي , کله شقي , تنبلي و همچنين با گذشت زمان نسل اين موجودات منقرض شده است و دانشمندان معتقدند که تا اواسط هزاره سوم از اين موجودات خبري نيست و در اواسط هزاره سوم انفجاري عظيم در منظومه شمسي رخ ميدهد که باعث حيرت ماه و خورشيد ميشود و تعدادي از اين موجودات نادر از آسمان به زمين نازل ميشود لذا کارشناسان و مسئولين اعلام کرده اند دختران دم بخت با توقع بالا تورهاي خود را از همين حالا براي گرفتن اين نعمات اسماني بر روي زمين پهن نمايند شايد فرجي حاصل شد و راهي خانه بخت شدند.نام اختصاري( kh.i.)
خواستگار معمولي کيست ؟
موجودي بد بخت و مفلوک است که هم اکنون نيز در تمام جوامع به چشم ميخورد و به دليل توقعات بالا تا صد سال بعد استعدادشان ناشناخته و پنهان باقي ميماند .نام اختصاري(kh.m.)
خواستگار در پيت چيست؟
موجودات موزي هستند که در جوامع نظير انها بسيار ديده ميشوند اين موجودات از اوايل خلقت حوا بر روي زمين پديدار گشتند و به دليل اعتماد به نفس بالايي که داشتند خواستگار در پيت نام گرفتند نام اختصاري آنها (kh.d.p) هست و نحوه دک نمودن انها بسيار ساده است که در بخش چگونه يک خواستگار را دک کنيم , مسئله يک به آن اشاره شد .


آزمون داوطلبان خطي کردن خودرو هاي شخصي
1*روز ملي شدن صنعت نفت در ايران چه روزي است
الف-: 22 بهمن 66 ب-22 بهمن 67 ج- 31 اسفند 56 د- 18 ارديبهشت 41
۲-بنزين يعني چه ؟
الف – بنز اينه ب- بنز اونه ج – بنز گرونه د- گزينه الف و ب درست است
3- اگر کسي مسير فرودگاه تا خيام بخواد بياد بايد چقدر ازش پول بگيريم .؟
الف- بستگي داره چه روزي باشه ولادت يا شهادت ب – پول نميگيريم چون ممکنه مهمان باشه و مهمان حبيب خداست.
ج-گزينه الف و ب صحيح است د- گزينه الف و ب صحيح نيست.
4- مخترع اولين ماشين چه کسي بود ؟
الف- جيمز وات ب- مايکل فارادي ج- گراهام بل د- گزينه الف و ب صحيح است .
5- معادل کلمه تاکسي به زبان فلمنگي چيست؟
الف- آدم پياده سوار کن ب- پياده رو سواره ببر ج- پيا سوا د- همه موارد
![]()
کليد سوالات .
1- سوال انحرافي بود .
2- سوال انحرافي نبود .
3 – انحرافي بود.
4 – گزينه "د"
5- گزينه "د"
![]()
بخون بدون
کساني که رنگ قرمز ميپوشند از اعتماد به نفس بالايي برخوردارند.
کساني که رنگ زرد ميپوشند از زيبايي خود لذت ميبرند.
کساني که لباس مشکي ميپوشند نميخواهند مورد توجه قرار گيرند ولي به کمک و درک شما نياز دارند.
نوشتن احساسات آسانتر از بيان کردن آنها است اما ارزش رو در رو گفتن بسي بيشتر است.
![]()
سوال از شما پاسخ از پری تنها
سلام
خوبين خوشيد سر حاليد من سپيده هستم ميشناسيد که ميگم بازي پرسپوليس و ديدين حال کردين خرسندي چه گلي زد دمش گرم ايول ايول داش احسانو ايول .....
خوب جونم براتون بگه در اپ قبلي گفتيم که در روز کارمند اعضاي انجمن را معرفي مي کنيم روز کارمنند هم مبارکباد .
من طي بررسي هايي که در اين مدت انجام دادم سمت چند نفر را معرفي مي کنم در ضمن در صورت عدم موافقت اعتراض کنين حتما رسيدگي ميشه .
سپيده :رئيس انجمن
شيوا :معاون اول رئيس
فاطمه : هنوز معلوم نی
مهدي : مسئول نظارت بر مطالب
احمد : مسئول کارهاي کامپيتوري
مژگان: عکاس ( با دوربين ديجيتالي)
در ضمن اقاي آرين و آرتن به دليل نگفتن شرايط خود هيچ گونه مسئوليتي به آنها داده نمي شود در صورت تمايل مي توانند در اين پست شرايط خود را اعلام کنن و در صورتي اعضا راي اعتماد دادن دو سمت هم به انها داده ميشود .
همه شما خوب ميدونيد تمامي اعضا پرسپوليسي هستن در صورتي که کسي اس تق لا لي بود مي تواند اعلام کند .
هر کدام از اعضا که وظايف خود را به خوبي انجام دهد طي مراسمي از ايشان تقذير ميشود .
در صورتي کسي نتواند کار خود را انجام دهد از سمتش بر کنار ميشود .

دل تنهام چي ميگه :
وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد
وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد
وقتي زمين ناز تو را در آسمانها مي کشيد
وقتي عطش طعم تو را با اشکهايم مي چشيد
من عاشق چشمت شد نه عقل بود و نه دلي
چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاقلي
يک آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يک لحظه بود
آان دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتي که من عاشق شدم شيطان به نامم سجده کرد
آدم زميني تر شد و عالم به ادم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشي و نه گلي
چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاقلي
(افشين يداللهي)
مشاور خانواده
دختري هستم که دو سال پيش با مرد جوان سي و پنج ساله اي که زن و بچه دار بود دوست شدم يک سال پيش بدون خداحافظي از شهر ما رفتند در حال حاضر خواستگار دارم ولي ميترسم در آينده آن اقا مزاحم زندگي ام شود سر دو راهي مانده ام که چه کنم ؟
پاسخ کارشناس
سبحان الله ...لا اله الا الله...اي تف به صورتت دختره گيس بريده نفهم ...از جلو چشمام دور شو کور شو...آخه احمق پسر قحط بود رفتي با پدر بزرگ خودت دوست شدي ..
.خدا هدايتت کنه ...اخه من به تو چه بگم ...توبه کن دختر مرد زن دار يعني پدر يعني برادر دست از اين کارا بردار و ازدواج کن اگرم ميخواست مزاحمت بشه بي خبر نميرفت برو سر خونه زندگيت سر عقل بيا بچه ...
![]()
حرف آخر
یا حق

نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 17:25 موضوع | لینک ثابت

بسم الله الرحمن الرحيم
...خدايا به من دلي عطا کن که مشتاق قرب تو باشد و زباني که سخن صدقش بسوي تو بالا رود و نظر حقيقي که تقرب تو جويد , اي خدا آنکه به تو معروف شد هرگز مجهول وبي نام نشود و هر که به تو پناه آورد خوار نگردد و هر که تو به او توجه کني بنده ديگري نشود ...
مناجات امير المومنين (ع) در ماه شعبان

تصوير آزاد


موضوع آزاد
سهميه بندي ازدواج
آقا ميدونيد چيه جريان از اين قراره که به خاطر پاره اي از مشکلات و شرايط قراره که ازدواج سهميه بندي بشه خوب اول دلايل اين کار رو ميگم بعد در مورد اينکه شرايطش چه طوريه توضيح ميدم
همه ميدونيد که معمولا پسرها براي ازدواج اقدام ميکنن و خواستگاري ميرن و لي همه پسرها خواستگاري نميرن که و نميتونن ازدواج کنن يعني دختر بهشون نميدن چراااااااااا....???
1-.به خاطر اينکه مواد مخدرهاي پيشرفته که به بازار اومده خيلي از جوونا ميرن سراغ اين برنامه ها
2- و همچنين مشکلات بيکاري دامن گير خيلي ها شده.????
.ميشه گفت تقريبا شصت درصد تو همين مرحله متوقف ميشن و اصلا فکر ازدواج رو از سر بيرون ميکنن ميمونه چهل درصد باقي که هم سالمن و هم شاغل ... در مقابل تعداد زيادي دختر با شخصيت حدودآ نود درصد که همگي صلاحيت ازدواج رو دارند ...يعني خيل عظيم دختر در مقابل تعداد کمي پسر خوب ...
اخيرا مد شده که مردها دوشلواره شدن و يا اينکه حداقل يکي دو تا صيغه دارن و همين موضوع باعث از هم پاشيدن بنيان خانواده ها شده ..خو تا اينجا رو داريد ؟
...
مسئولين عزيز ودلسوز براي حل اين مشکل حاد راه حلي را پيش پامون گذاشتن که سهميه بندي ازدواج مهمترينشونه ..
موضوع از اين قراره که از هر خانواده اي فقط و فقط يک دختر ميتونه ازدواج کنه حتي اگر اون خانواده ده دوازده تا دختر داشته باشند بايد خودشون با هم شور کنند و يک نفر رو انتخاب کنن که ازدواج کنه.
خوشبختانه و يا بد بختانه تو خانواده ما قرعه به نام من افتاده و من ميخوام همين جا سهم خودمو بفروشم چون قصد ازدواج ندارم ..بدين وسيله از دختر خانومايي که تو قرعه کشي خانوادگي اسمشون در نيومده دعوت ميکنم شانس خودشونو امتحان کنن و بيان تا به قيد قرعه من سهممو به يکي ازشون بفروشم ....
بادا بادا مبارک بادا ايشالله مبارک بادا
اين حياط و اون حياط بپاشين نقل و نبات بر سر عروس و دوماد.

سد راه
تو خيابون داري رد ميشي عجله هم داري بعد ميبيني يه پسره سد راهت شده...
دختر خجالتي .:.... هيچي نميگه ...هيچي نميگه ..يه ده ثانيه ..بيس ثانيه ..سي ثانيه ..تا طرف متوجه ميشه و ميره کنار ..
دختر مودب:...ببخشيد ...طرف ميگه خواهش ميکنم ...
دختر عقده اي : هيچي نميگه چشاشو گرد ميکنه زل ميکنه تو چش طرف يارو هم ميترسه ميره کنار .
دختر لوتي : جناب بزن کنار ميخوام رد شه م . بذار باد بياد ..
دختر مذهبي : لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم ...سبحان الله نعوذ بالله ...البزن کنار
دختر خارج رفته : اوه ...excusme sir
دختر بسيجي: ببخشيد برادر..

داستان:
آقا سال 1289 بود که با خاندان سلطنتي مون داشتيم پلي استيشن سه بازي ميکرديم من بودم و مرحوم فروزانفر و دوستان ..(شيوا ننه قربونت بره اون عصاي منو بده )
..بعد ديدم يکي از درباريان اومد گفت : سلام جناب فاطمه السلطنه اجازه ميفرماييد منم با اشاره دستم گفتم بيا تو ..گفت که همين الان از طرف نخست وزير روسيه براتون ايميل رسيده مبني بر اينکه اين کشور درگير جنگهاي داخلي شده و يک نفر که خيلي قلدر هست به اسم" استفان فيلبرتي "همه شهر مسکو رو به هم ريخته و ايشان دست به دامان شما شدند که به آنجا تشريف ببريد و اين شخص رو بکشيد و اين کشور آشفته رو سر و سامان بديد ..
.منم از اونجايي که شب قبلش خواب جد مرحومم رو ديده بودم و بهم گفته بود که فردا يه کار خيري پيش روي تو نهاده ميشه يه ايميل فرستادم و گفتم در اولين فرصت خودم رو ميرسونم ...تا درباريان از اين موضوع آگاه شدند ديدم تقي بازم شرو کرد به گريه کردن و گفت اعلي حضرت من طاقت دوري شما رو ندارم ولي من عزم خود را جزم نموده و گريه هاي اين تقي نامرد منو از کار خودم منصرف نکرد ..در اولين فرصت هواپيماي خصوصي ام رو روشن کردم و به سمت مسکو حرکت کردم و يه نوار جواد يساري هم انداختم حلق ضبط هواپيما ..تو راه خيلي بهم خوش گذشت منظره هاي زيبايي زير دستم بود و من لذت ميبردم نزديکاي مسکو بودم که آاهنگ موبايلم به صدا درو اومد ....هي اس ام اس هاتيه و وي وي خوشکم الگره ..الگر ..اس ام اسه گه الگر ويييييييي....( هي اس ام اس اومده واه واه خواهرم برش دار ..برش دار ..اس ام اس رو برش دار ...وااااااااااااي)
بعد اس ام اس رو خوندم ديدم از طرف همون نخست وزيره س نوشته بود : به سرزمين يخها خوش آمدي ...
آقا جونم براتون بگه رسيدم تا رسيدم پارکت قرمز پهن کردن و من رو با خدم حشم به هتل ده ستاره رسوندن.
..ديگه زياد تو حواشيح نميرم ميرم سر اصل مطلب که لباس رزم پوشيدم و به جنگ "استفان فيلبرتي" رفتم ..من از دور کمين کرده بودم و مغز استفان رو نشانه گرفتم و شليک کردم ..ولي استفان نمرد ..دوباره شليک کردم ..باز نمرد ...براي بار سوم شليک کردم در همين لحظه صداي جمعيت بلند شد و همه با هم يکصدا گفتند :
تولدت مباااااااااااارک ..تولللللللللدت مبارککککککککککککککک...
و من کلي ذوق زده شدم اين نخست وزيره همه اين برنامه ها رو چيده بود تا منو به اونجا بکشونه و برام جشن تولد بگيره .. و اين خاطره انگيز ترين جشن تولدي بود که برام گرفته شد ...

بخون بدون
قوانين مورفي
قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايــي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتور به صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشد تا بتواند كـارش را درسـت انـجـام ندهد، خود او راه را پيدا ميكند."
قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي از قـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند.
به برخي از اين قوانين توجه کنيد:
1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!
2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
3- همه چيز در حال بدتر شدن است!
4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.
5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
6- هر کاري دو برابر آنچه فکرش را ميکني وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد.
7- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!
9- همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد
10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!
11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!
منبع (http://ninashahrokhi.persianblog.ir)

سوال از شما پاسخ از پري تنها
انجمن حمايت از پري تنها
سلام من سپيده هستم خواهر پري عده اي از برو بکس با حال و دوست داشتني تقاضا کردن که من در مورد اين انجمن توضيحاتي عرض کنم
شرايط
البته من زياد سخت نمي گيرم ولي خوب بايد براي شرکت در يک انجمن اونم انجمن کي پري تنها همه کف مرتب مرسي مرسي شرايطي داشته باشه خوب شرط اول پرسپوليسي بودن اونم از نوع با حالش حالا اگر اس اسي بودين شايد يه پارتي بازي کرديم براتون بعد کپي شناسنامه و کارت پايان خدمت البته برا اقايون دو قطعه عکس 2*8 . عدم فعاليت در هر گروه يا حزب سياسي .نداشتن سو سابقه . داشتن يک ليتر بنزين برا ماشين پري تنها که تازگي ها با خوابيدن ماشينش خيلي دپرس شده .
تا اواخر مرداد ماه صلاحيت تمام متقا ضيان بررسي مي شود و نام اعضاي ثابت انجمن در روز 4 شهريور هم زمان با روز کارمند طي مراسمي معرفي ميشود و انجمن در اوايل مهر ماه يک وبلاگ گروهي ساخته مي شود که اين اعضاي ثابت مطالب ان را گرداوري مي کنند .
توجه :متقاضيان بعد از خواندن اين مطلب نام و شرايط خود را در قسمت نظرات بنويسند.
و اما راجع به عكسي كه شيواي عزيز...
گفته بودش ..نه ببخشيد فرموده بود كه اين مرده كيه گوشه وبلاگت بابا يه كم نگاش كن.. يه ذره ديگه ... حالا از نيم رخ ..با با اين جعفر خودمونه خوبببببببب..جعفر خان گاراژي ..اهممممممم

دل تنهام چي ميگه
شبي غمگين شبي باراني و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت ديدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
تمام هستي ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبي به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهميد
اگر چه تا ته دنيا صدا کرد


مشاوره
پسري هستم که همه زندگيمو پاي موسيقي گذاشتم و حرفه اصلي من موسيقي هستش مدتيه که به دختري علاقمند شده م و به خواستگاريش رفتم ولي پدر دختره ميگه که شرط اصليش اينه که من موسيقي رو کنار بذارم به نظر شما من بايد چکار کنم ؟ علي . پ( بندر ماهشهر)
پاسخ کارشناس :دوست عزيز شما بايد خودتون فکر کنيد ببينيد که ايا با کنار گذاشتن موسيقي بهتون لطمه اي وارد ميشه يا نه ..چون ممکنه شما موسيقي رو کنار بذاريد و به خاطر اينکه يکي از علايقتونو رو کنار گذاشتيد تو زندگيتون مشکل بوجود بياد و هر مشکل کوچيکي که با همسرتون پيش اومد ممکنه بگيد که به خاطر تو رو علايقم پا گذاشتم .... اگه برخوردتون در اينده اينطور نيست و به روحيه تون صدمه اي وارد نميشه بهتره موسيقي رو کنار بذاريد و با دختر مورد علاقه تون ازدواج کنيد .

حرف آخر
When something happens to you good or bad , consider what is means . theres a purpose to lifes events , to teach you how to laugh more or not to cry too hard .
زماني که اتفاق خوب يا بدي برايت رخ ميدهد معني اش را در نظر داشته باش منظوري در اتفاقات زندگي هست که به تو ياد ميدهد چطور بخندي يا کمتر گريه کني .
هر گونه کپي و(اگه شد) برداشت فقط با فرستادن صلوات براي سلامتي نويسنده مجاز است .
نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 ساعت 10:6 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوندا هر که را تو عزیز گردانی هرگز خوار نگردد.
![]()
سلام به همه خوبید خوشید ؟
اممممممم والله من دو دفعه س میام اپ کنم هی یه مشکلی پیش میاد الان اینی که میگم مال اپم نیست ولی قسمت شد دیگه ...
آقا جون غلط کردم معذرت میخوام دعوای بدی بود دیگه قول مردونه باهات دعوا نمیکنم ... الحق و الانصاف دعوای بدی بود .
یدی
همممممم
بخشیدی؟
مممم؟
خیلی چاکریم![]()
نوشته شده توسط فاطمه در شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 11:6 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY